تا پیش از آنکه در قاموس خدمت درآید، نیک میدانست که بایه، یعنی اشتیاق و گرایشش نه از روی جنس، بلکه فرد باشد. یعنی افرادی زیبا بودند... افراد زیبایی... که تواناییِ... از هر جنس
زیبایی
دلیل و مقصودی برای تمایل
.
اما آنچه آنگاه در کسوت خدمت دانست، نه تنها تشدیدی به ضرس قاطع بر بای بودگی___ نحوی دیگر در تفارق افراد از جنس/ چیزی بیش از تکرار عناصر محسوس جزئی___ بلکه زیبایی بیبدیلی در جنس یا فرد بود:
بسیار ناب
بسیار مطلق
.
پیور
پایور
.
آبے
برچسب:
نویسنده: پرهام رستمیان